تبليغاتX
به یاد خاطرات ایل قشقایی


در مورد ایل قشقایی
رقص در قشقایی

یکی از مهمترین آداب و رسوم در میان ایلات و عشایر ایران رقص یا حرکات موزون و ریتمیک می باشد . هرچند رقص درکنارموسیقی به عنوان یک سرگرمی و عاملی روحیه بخش ، نشاط آور و شادی آفرین  مطرح است  که به زندگی سخت و دشوارایلیاتیِ سخت کوش،  رنگ و جلایی خاص می بخشد ، لکن رقص از جنبه های دیگری نیز قابل بررسی  است . رقص به عنوان یک هنر در کنار موسیقی و شعر بیان کننده حالات روحی و وسیله ای برای بیان احساسات و عواطف فردِایلیاتی بوده و نیزابزاری جهت ایجاد ارتباطِ نمادین می باشد .  رقص درهمراهی با قصه گویی ونقالی نوعی نمایش گونه ی پرشور برای جذاب کردن کار قصه گوست و از این جهت  قابل مقایسه با پانتومیم یا نمایش صامت در تئاتر می باشد که در آن فارغ از صحنه آراییهای مرسوم ، تنها با حرکات صورت ، دستها و بدن ، معنایی خاص را به بیننده القا می کنند  . رقص همچنین کارکردهای دیگری مانند برانگیختن حس تعاون و دوستی از یکسو و پرورش احساس رقابت سازنده میان افراد ایل  دارد و سبب آمادگی جسمانی و روانی برای انجام کارهای سخت زندگی کوچ نشینی می شود . باید توجه داشت که در اکثر ایلها و عشایر ایران همچنانکه بخش عظیم ، مهم و سختی از کارها بر دوش زنان است و زنان نیز دوش بدوش مردان و گاهی حتی بسیار فراتر از آنها به کار می پردازند و در تقسیم کار اجتماعی واجد نقشها و جایگاههای مهم و قابل توجهی هستند، درآیینها و رسوم نیز همه ی افراد ایل اعم از مردان و زنان همراهند و اصولا" در رقصها خصوصا" آنها که بازگوکننده ی مفاهیم خاصی هستند، هم زنان و هم مردان دارای نقش برابر می باشند و در رقصهای آیینی همه با هم  می رقصند . این همراهی زنان با مردان در رقص ، در گذشته و تاریخ  تمامی عشایر  به چشم می خورد، لکن در معدودی از عشایر اکنون زنان و مردان در دستجات جداگانه ای می رقصند .
در بررسی رقصهای مختلف در میان ایلات و عشایر ایرانی با توحه به خصلتهای مشترک باید رقص و آداب آن را از جنبه های زیر مورد توجه قرارداده و به این نکات توجه کرد :
1) جنبه های نمادین و مفهومی رقص : رقصها  دارای بار مفهومی و نمادین می باشند بنابراین در بررسی رقصها باید به  جنبه های نمادین رقصها که در حرکات دستها ، پاها و کل بدن قابل استخراج است  توجه گردد. معانی مختلفی دررقصها نهفته است. گاه شکر گزاری به درگاه خداوند گاه ترتیب خاص یکی از کارهای زندگی عشایری مانند پشم چینی گوسفندان یا کارهای کشاورزی ، سوارکاری ، جنگ با مهاجمان فرضی و تهدید آنان در قالب حرکات رقصنده بیان می گردند .
2) جنبه ی تاریخی رقص : رقص مانند دیگر عناصر فرهنگی هر قوم ، ریشه در گذشته ی تاریخی آن قوم دارد و با گذشت زمان مفاهیم و آداب آن به دلایل مختلف تغییر کرده یا تثبیت شده است .رقصهای ایلات و عشایر نیز از این قاعده مستثنا نبوده است وریشه در تاریخ ایل دارد جنگها و تهاجم بیگانگان به ایل از مهمترین عوامل تاریخی است که در رقص ها نمود یافته است. از سوی دیگر با تحمیل یکجانشینی یا تخته قاپو به ایلات از خشونت حرکات و سرعت ریتم موسیقی و رقص کاسته شده است . از سوی دیگر با تسلط اقوام دیگر یا نفوذهای فرهنگی که در پی مغلوب شدن و تحت سلطه در آمدن ایلها در طول تاریخ به وقوع پیوسته است ، تغییراتی پیش آمده و رقصهای کنونی بیشتر آمیزه ای از رقصهای اصیل و عناصر تازه تر می باشند . مثلا" با تسلط اعراب بر ایران یا در طی سلطه ی مغولها تاثیراتی را می توان در رقص ایلات مشاهده کرد . مثلا"جنبه های آماده سازی بدنی وتمرینات دفاعی و جنبه های اسطوده ای تقویت شده است.
3) جنبه ی تعاون و همراهی و هماهنگ کنندگی رقص : رقصها  نوعی هماهنگی و روحیه ی تعاون و همکاری را در شخص ایجاد می کنند . نزدیکی گروه رقصنده با یکدیگر و حرکات یکنواخت و هماهنگ گروه با توجه به تلاشی که هرشخص در طی آن سعی می کند خود را با دیگران هماهنگ کند نوعی روحیه ی برادری و تعاون در میان  افراد ایل پرورش می دهد .
3) جنبه های عرفانی رقص : یکی دیگر از جنبه های قابل تامل در رقص ایلات و عشایر وجود عناصر عرفانی ، رازورزی و گنوسیسم است همچنانکه در سماع سعی بر آن است که با برداشتن پرده ی عناصر مادی مانند زبان و جسم ، بیواسطه و مستقیم به انوار حق واصل شد، گاه عناصر عرفانی و نزدیک به سماع یا رقص عارفانه در رقصها دیده می شود و گاه مانند رقص و آهنگ مرغ حق در عشایر شرق و جنوب خراسان رقص به تمامی در خدمت عرفان و خداجویی بیواسطه است .  از سوی دیگر گاه رقص حالت نوعی ریاضت و تزکیه ی نفس به خود میگیرد .
4) جنبه های اسطوره ای رقص ایلیاتی : این نیزاز مهمترین عناصر رقص ایلی است توجه به اسطوره ها و سعی در نمایش داستانها ی اساطیری و حماسی از عواملی است که باید مورد توجه قرار بگیرد .
5 ) جنبه ی آماده سازی بدنی و ورزش برای کسب توانایی  انجام کارهای سخت : رقصها خود نوعی ورزش سخت و آماده کننده ی بدن برای انجام کارهای سخت هستند و در طی آن همانند نوعی ورزش بدن پرورده می شود و به آمادگی لازم جهت انجام امور و کارها می رسد . در رقص چوب بازی که علاوه بر خراسان در بسیاری ایلهای دیگر مثل بختیاری ها و قشقایی ها انجام می شود ریشه و بنیاد رقص به زمان تسلط مغولها به ایران می رسد که افراد ایل در طی رقص با چوب توانایی دفاع و حمله را می آموزند و در آن تبحّر می یابند .
6) جنبه ی رقابت رقص : در  رقصها ی عشایری نوعی حس رقابت برانگیخته میشود که سازنده است و بهشخص انگیزه می دهد تا با جدیت کوشش و تمرین بیشتر مهارت خود را ارتقاء بخشیده خود را به موقعیت مرتبه ی اول و بهترین رقصنده نزدیک کند . رشد روحیه ی رقابت از رقص به کارهای دیگر کشیده می شود و به افراد انگیزه بری تلاش بیشتر و انجام بهتر کارهای ایل می دهد .
7 ) جنبه شادی ، سرگرمی و آیینی در مراسم های خاص از آنجا که زندگی کوچ نشینی زندگی سخت همراه با انجام کارهای طاقت فرساست این نوع زندگی نیازمند کسب روحیه و استفاده از عناصر شادی بخش و سرگرم کننده است در زندگی ایلی هر لحظه می تواند حوادث سخت و جانفرسایی در بر داشته باشد از سوی دیگر در کنار روزهای سخت و پر کار زمانهایی نیز فرا می رسد که در ییلاق یا قشلاق ایل کار چندانی برای انجام ندارد این درست فرصتی است که در عروسیها مراسم ختنه سوران و دیگر آیینهای سرور و شادمانی و سرگرمیها فرصت بروز می یابند مهمترین سرگرمیهای ایلی را می توان در رقصها و بازیها دید . عناصر مشترک بسیاری مابین رقصها و بازیها وجود دارد در میان عشایر فارسی زبان خراسان به رقص ، واژه ی بازی اطلاق می شود در عین اینکه بازی یا رقص بسیار جدی گرفته می شود و گاهی حتی نوعی عبادت ، دعا یا طلب حاجتی از آفریدگار به حساب می آید .
8 ) جنبه ی موسیقایی و ریتمیک : همراهی سازهای خاص در هر ایل که نشان از روحیات خاص با رقص  و هماهنگی سازها و فراز و فرود آن در هماهنگی با موسیقی و سازهای خاص هر ایل
9 ) جنبه ی منعکس کننده ی روحیات خاص هر ایل که علاوه بر رقص در اشعار خاص هر ایل نیز قابل دستیابی است  
10 ) جنبه های دینی رقص : رقصهای ایلی گاه حالت عبادت  یا طلب حاجتی به خود می گیرد مانند رقص طلب باران در عشایر جنوب خراسان . در برابر چنین رقصهایی معمولا" نه تنها رقصنده بلکه دیگر افراد  حاضردر صحنه نوعی حالت احترام و اعتقاد قابل رویت است . این رقصها بسیار جدی گرفته می شود و همگان در انجان آن که نوعی عبادت به حساب می آید همکاری می کنند . 
11 ) جنبه ی بخاطر سپاری کارها یا آیینهای خاص : دررقصهایی که این جنبه در آن دیده میشود نوعی کار ، فنّ یا مراسم خاص با دقت و وسواس کامل به اجرا در می آیند این رقصها همچنین نوعی کارکرد آموزشی برای جوانترها دارند و شخص را برای انجام یک کار یا آیین خاص آماده می سازند مثل رقص شالیکاری در مازندران و یا رقص قاسم آبادی در گیلان یا رقص خوشه چینی در فارس یا رقص گندمکاران در عشایر خراسان . در رقص قاسم آبادی مراحل کامل نشا کردن برنج و مراحل دیگر برنج کاری به ترتیب و بطور کامل اجرا می گردد .
اکنون می پردازیم به ذکر نمونه های از رقصهای ایلات و عشایر ایران :
رقص در ایل بختیاری :
رقص در ایل نشانی از هم بستگی ، اتحاد و عاطفه است ، همه می رقصند دست در دست و دوشادوش یکدیگر . اگر رقص فردی هم باشد به منظور زورآزمایی است همانند چوب بازی که نوعی نشان قدرت واعتماد است ، آن هم همراه با موسیقی پرتحرکی که یادآور جنگ و ستیز است.
از رقصهای رایج و پرتحرک بختیاری رقص « سه پا » را باید نام برد ، در این رقص زن و مرد با نوای توشمالان می رقصند ، سه قدم برمی دارند بعد یک پا را جلو می گذارند و یک دست را پایین و دست دیگر را بالا نگه می دارند ، این حرکت با نظم و ترتیب خاص تکرار می شود .
از دیگر رقصهای مرسوم ومعروف در ایل بختیاری  رقص گروهی «جیران ، جیران» است که گروهی است و مردان و زنان باهم در آن شرکت می کنند و می رقصند .
ازدیگررقصهای گروهی بختیاری ها که درآن حرکات دست و پا بسیارسریع بوده و نیازمند قدرت وانعطاف بدنی بسیار است رقص « هی دته » می باشد که همراه آهنگی ریتمیک اجرا می شود . 
از جمله رقصهای دیدنی بختیاری ها که کم وبیش با اشکال مشابه و اندک تفاوتی در اکثر عشایرایران موجود است رقصی است با نام رقص آهنگ مجسمه - مشابه این رقص در نواحی لرستان با نام  «  خُوس »  یا « خَسَه » و در خراسان و ایلات کرمانج که طایفه ای کرد هستند در شکلی مشابه انجام می گردد . در طی این رقص که با نوای سازهای نوازندگان ( توشمالان در میان بختیاری ها ) و همراه فراز و فرودهای موسیقی به تناوب اوج می گیرد وفروکش می کند زنان و مردان همراه هم ، می رقصند . توشمالان در حین اجرای آهنگ به ناگاه نوای موسیقی را قطع می کنند و در این حال رقصندگان باید مانند مجسمه بایستند و تکان نخورند . در این حال عده ای با دادن انعام و شیرینی از توشمالها می خواهند تا مجددا" بنوازند به این ترتیب نوای موسیقی با ردیگروبه ناگاه آغاز شده واین فرازوفرودها ادامه می یابد.لازم به توضیح است که نوازندگان و خوانندگان که حافظان فرهنگ موسیقایی و اشعار محلی هستند و سینه به سینه این فرهنگ شفاهی را حفظ می کنند در هر ایل با اصطلاحی خاص خوانده می شوند و در ایل بختیاری به طور کلی به آنها توشمال می گویند . هفت لنگان به آنها « توشمال » یا « میشکال »  و چهارلنگان به آنها   « خطیر » می گویند . در ایل بختیاری هر طایفه و تیره ای توشمال و خواننده ی خاص خود را دارد تا همواره همراهشان اشند و در مراسم سوگواری و شادی کوچ نشینان را همراهی کنند . توشمالان در ایل بختیاری ، زنان و مردانی عاشق پیشه و شاعر مسلک هستند که بیشتر اوقات زندگی شان صرف ساختن ابیات ، لطیفه ها ، متلها و ضرب المثلها می شود و در واقع یکی از مهمترین اقشار پدیدآورنده و نگاهدارنده ی آثار و ادبیات عامیانه و فولکلور این سرزمینند . در مجالس رقص بختیاری ؛ زنانِ توشمال با صدای گرم و گیرای خود اشعار و ترانه هایی را در متن آهنگ نوازندگان ، می خوانند و مردان نیز با ابیات دلپذیر و شورانگیزی به آنها پاسخ می دهندو بسته به نوع مراسم در حاضران شور و حال پدید می آورند .
در بررسی اجمالی رقص و مراسم آن و رفتارشناسی متقابل نوازندگان ایلی و سایر اعضای ایل و ریشه های تاریخی رقص در ایل بختیاری به اختصار می توان این نکات را مطرح کرد :
 رقص نمادی از وابستگی های عاطفی اعضای ایل ،اتحاد ،همدلی و  هماهنگی اعضای   طایفه وایل است .رقص دسته جمعی اعضای ایل در کنار یکدیگرنشانگر آن است که تمامی اعضا در برابر هر عامل خارجی متحد و یکپارچه اند و در حفظ داشته های فرهنگی یکدل و مصمم .
حضور مردان و زنان در رقص همراه و همپا ، کارکرد زنان در انجام امور ایل و احترام متقابل مردان ایل به آنان را می رساند .مردان ایل در همراهی زنان در رقصهای نمادین نشان می دهند که از نقش موثر زنان در فعالیتهای اجتماعی و فنی ایل آگاهند و برای آن ارزش قائلند . حضور زنان این مطلب را می رساند که مردان و در مجموع تمامی آحاد عضو ایل ، ضمن برخورداری از زحمات زنان ، آن را برای هر بیننده ی خارجی مطرح می کنند و تمایل دارند تا این موضوع به خوبی روشن شود که زن و مرد ایلیاتی در کنار هم امورایل را به انجام می رسانند و به یک اندازه در آینده ی ایل موثرند . حضور زنان در جمع توشمالها یا خوانندگان ایل نشان از اجازه ی ابراز وجود و بیان احساسات ، عواطف و عقاید زنان در ایل دارد .
چوب بازی که معمولا" مردان در آن شرکت می کنند ، نشانه ی وجود مردان دلیری است که در حفاظت از قلمرو ایل ،مصمم و توانایند . این مسئله از یکسو به اعضای ایل امنیت خاطر می دهد و شبهه ی امکان تجاوز به حدود ایل را ،از هر بدخواه خارجی می گیرد .   
موسیقی و رقص در ایل بویراحمد :
ایل بویر احمد همانند بیشتر ایلها وکوچ نشینان ایرانی برای موسیقی ورقص اهمیت بسیاری قائلند . کارکرد موسیقی و رقص در ایجاد یکدلی و اتحاد در بین اعضای ایل و حفظ سنتها و آداب و آیینهای ویژه ایل که سبب تثبیت و تمایز هویت فرهنگی ایل می گردد ، از مهمترین دلایل ماندگاری موسیقی ، اشعارو ترانه ها و رقصهای ویژه ی بویراحمدی هاست . سختی زندگی معیشتی ایلیاتی و تهاجم های گسترده به قصد یکجانشین کردن ( تخت قاپو ) و کنترل عشایر در یکصد سال اخیر و نیز ایجاد اختلاف در میان عشایر که در تاریخ عشایر ایران مهمترین راه کنترل عشایر از سوی حاکمیت مرکزی بوده  و جنگهای خونین بین عشایر را سبب گردیده است ، موسیقی و رقص ها را در عشایر ایران خصوصا" بویر احمدی ها به شکلی حماسی  درآورده است . همانند بختیاری ها موسیقی حماسی و ریتمیک همراه با ترانه ها یی که در وصف شجاعت و دلاوری و جنگ برای حفظ شرافت و هویت ایلیاتی سروده شده است و رقصهایی که در بسیاری از موارد حاکی از وجود قدرت بدنی نفرات و توان جنگاوری ایل است ریشه در این دوره های خاص جنگ و نبرد دارد .
بویر احمدی ها برای بخشی از ابیات شعرهای خاص ومعروفشان ، آهنگهای ویژه ای دارند ، این آهنگها را « قس »  می نامند . از مهمترین ومشهورترین قسها می توان به قس برنو و قس یاریار اشاره کرد . این ترانه ها ( مجموعه ی یک بیت خاص و قس آن ) محتوای حماسی ، عاشقانه یا در وصف طبیعت یا محیط و ایل دارند . از سوی دیگر موسیقی حزن انگیزی نیز به نام « تول چپ » دارند که در عزاداری توسط مهتر نواخته می شود .
در ایل بویراحمد زنان بیشتردررقص به هنگام شادی شرکت می کنند و مردان بیشتر در رقصهای حماسی و جنگاوری مثل رقص چوب شرکت می نمایند . از رقص های معروف بویر احمدی ها می توان به چوب بازی ، رقص چوبی ، رقص دوپا ، رقص سه پا ، رقص صددستمالی ، رقص یلعبه ، رقص بختیاری ، رقص نرمه نرمه و رقص ترکی شاه فرنگی اشاره کرد .
رقص در ایل  قشقایی :
ایل قشقایی از ایلهای بزرگ کشور ایران است که در واقع کنفدراسیون بزرگی متشکل از طوایف مختلف است . رقص چنانکه گفته شد در ایل قشقایی نیز نشانه و نماد همبستگی ، اتحاد و دوستی است . درهنگام رقص همه دست در دست هم و دوشادوش یکدیگرند . در بین عشایر قشقایی رقصهای گوناگونی معمول است که در تمامی آنها زنان و مردان در کنار یکدیگرند و تقریبا" در اکثر رقصهای قشقاییان زنان و مردان هردو حضور دارند . در جشنها مردان و زنان هریک دو دستمال در دست می گیرند ، پیرامون یک دایره ی بزرگ ایستاده و با آهنگ کرنا و دهل ضمن تکان دادن دستمالها با حرکات موزون پیش می روند . چوب بازی که رقصی معمولا" مخصوص مردان است بدین ترتیب انجام می گیرد که طبال بر طبل می کوبد و کرنازن در ساز خود می دمد زنها حول یک دایره ایستاده کل Kel   می کشند و مردان در میان به چوب بازی یا رقص « در مرو » می پردازند . در این بازی مردان دوبه دو با چوبهای کوتاه و یک چوب بلند با یکدیگر می رقصند و مبارزه می کنند همراه با آهنگی که به تدریج اوج می گیرد و ریتم آن تندتر می شود سعی می کنند تا با زدن چوب به پای حریف چوب بلند را تصاحب و حریف را از میدان بدر کنند و بدین ترتیب رقص ادامه می یابد تا برنده ی  نهایی مشخص گردد . استفاده از لباسهای با رنگهای متنوع و شاد و دستمالهایی با رنگهای زیبا و رنگارنگ زیبایی رقصهای هنرمندانه ی قشقایی را دو چندان می کند .
همانگونه که گفته شد بدلیل جنگها و مصائب ناشی از آن و حضور کوچ نشینانی همچون ایل بختیاری و بویر احمدی و ... در مناطق استراتژیک برای دولت مرکزی ایران و راهها و جاده های بااهمیت کشور ،موسیقی و رقص در میان این ایلات بیشتر رنگ و بوی حماسی و جنگاوری دارد . اما از دیگر موسیقی و رقصهای قابل تامل در میان ایلات و عشایر  ایران زمین ، موسیقی و رقصهای مرسوم در منطقه ی شرق ایران یا ایلات و عشایر استانهای شرقی شامل خراسان و سیستان و بلوچستان می باشد که بیشتر مفاهیم عرفانی را در بر می گیرد . رقص در این ایلات سوای رقص چوب و برخی رقصهای حماسی بیشتر همراه با چکامه یا چامه یا چهاربیتی های عرفانی که با سوز خاص و همراه سازهایی چون دوتار نواخته می شود ، نمادینه هایی از مفاهیم نیاز و طلب ، عشق و آرزو ، حرمان و جدایی و عبادت و پرستش عرفانی را به نمایش می گذارد و گاهی بسیار به سماع دراویش نزدیک می گردد . از مهمترین این رقصها می توان به پرستش یا عبادت مرغ حق ، نوایی یا ناز لیلی ، پرواز سیمرغ و نار حق اشاره کرد که علاوه بر زیبایی اعجاب انگیز هنر رقصندگان آن ، گنجینه ای گرانبها از چکامه های سروده شده توسط شاعران تاریخی این سرزمینها و حفظ سینه به سینه ی آنها می باشد که معمولا" با سوز و گداز فراوان در سکوت ساز یا در لحظات فرود آهنگ ، خوانده می شود و سپس موسیقی اوج می گیرد و رقصنده که در اصطلاح محلی به او بازیگر می گویند به پرواز در می آید . بسیاری از بازیگران عشایر شرق ایران خصوصا" در خراسان بازی ( رقص ) را نوعی عبادت می دانند و پیش از آغلز آن وضو می گیرند و نماز می خوانند .
علاوه بر رقصهای عرفانی در میان عشایر و ایلات خراسان ، نیز رقصهای شاد و نشاط انگیزی همچون رقص چوب و رقصهای دیگری که با نوای دهل و سرنا یا دوتار همراهی می شود وجود دارد که بیشتر در اعیاد و جشنها و پایکوبیها از آنها استفاده می شود . بخشی از این رقصها به همراه شعر و آهنگ ِ زمینه شان بیان کننده ی حماسه هایی پرشور از سرداران و قهرمانان تاریخی و مردمی این سرزمین است .
 بی شک رقص و ترانه های محلی عشایر بخشی از گوهر گرانبهای فرهنگ و فولکلور این سرزمین است که نشان از مردمی صبور،  سلحشور، سخت کوش ودو ستدار آب و خاک سرزمین مادریشان ایران بزرگ دارد و نشان دهنده ی سابقه ی تاریخی فرهنگی غنی و غرورآفرین در این سرزمین است .کنکاش در هر بخش از هنر اصیل ایرانی به یقین به خوبی نشان از این موضوع دارد که هرگاه فرهنگ اصیل ایرانی که ریشه در تاریخ باستانی آن دارد ،از زیر یوغ اسارت و تهاجم فرهنگهای دیگر خارج شده و فرصت نفس کشیدن یافته ، مفاهیمی سرشار از انسانیت و احترام به انسان و خصوصا" توجه به برابری و حقوق تمامی اقشار جامعه ی بستر و به ویژه احترام و رعایت حقوق زنان به عنوان یکی از کلیدی ترین و مهمترین پایه های جامعه رخ نشان داده است . در یک کلام هر بخش از فرهنگ ایران زمین نشانگر بخش دیگری از عظمت روح انسانهای پدیدآورنده آن است . انسانهایی عاشق که همیشه واژه ی انسانیت را اعتلا بخشیده اند

| نویسنده : امیر بهرام | گروه عمومی | لینک به نوشته

شناخت بیشتر قشقایی

تحقيقي از : محبوب زوار

« براي شناخت هر جامعه اي ، موقيت زيستي و تأثيرات محيط در روند تكامل حياتي آنان اهميت زيادي دارد ، زيرا دانشمندان جامعه شناس از ديرباز عدم رشد تمدن و پيشرفت انسانها را در بعضي از جوامع عقب مانده تنها به شرايط جغرافيايي و اقليمي آنان وابسته دانسته اند.

گروهي معتقدند كه محيط طبيعي انسان و خصوصيات نژادي شرايط زندگي اجتماعي را تعيين مي كند . ايل قشقايي هم همچون ديگر گروهها از تاثير عوامل طبيعي بر كنار نبوده و از اين قاعده مستثني نيست . محيط طبيعي و تحولات فكري مردم قشقايي به خوبي توانسته به شهر نشيني و تمدن آنها كمك كند ، اما موقعيت شغلي و نوع خاص زندگي به شباني عادتشان داده ، اگر چه عده اي به شهرها مهاجرت كرده اند ، اما اكثريت هنوز به صورت چادرنشيني زندگي مي كنند و در كوچ دائم هستند .

انسان هر چه ابتدائي تر باشد ، بيشتر مي تواند عناصر محيط طبيعي را در خود منعكس سازد . كوهستانهاي سرسبز و دشت هاي وسيع ، گروههايي را به دامداري كشانده و موقعيت شغلي و راه امرار معاش زندگي پرتحرك شباني را برايشان به وجود آورده كه نتيجه اش مردان خشن ، جنگي ، دايره هاي سركوبگرانه و اخلاقيات خاص است .

بر طبق يك اصول كلي ، ابزار كار و وسائل زندگي مستقيماً با مشخصات محيط زيست رابطه دارد ، به طوريكه مردم كوهستان در غار ، و مردم جنگل در پناه درختان و مردم سيار ايل قشقايي در زير سيه چادرهاي سياه و بر حسب منابعي كه در دست دارند زندگي مي كنند و ابزار زندگي را مي سازند .

پيوستن عده اي از مردم ايلات به شهرها و پيشرفت آنان در زمينه هاي مختلف علمي و تغيير خصوصيات اخلاقي آنها نشان مي دهد كه رابطه انسان و محيط طبيعي اش كاملاً منطقي است و چه بسا دو يا چند قبيله و نژاد مختلف در يك نقطه جغرافيايي زندگي مي كنند ولي رفتار اجتماعي آنان متعادل و يكنواخت است.

3

معمولاً طبيعت ، نيروهاي خود را به انسان تقديم مي كند ولي هر جامعه اي موافق فكر و فرهنگ خود از اين نيروها بهره مي گيرد ؛ اينكه چرا اكثريت مردم اين قشقايي از خانه بدوشي دست بر دار نيستند ، امري است كه تا حدودي به فرهنگ فكري و اوضاع اقتصادي زندگي شباني آنان بستگي دارد . در اين مورد طبق تحقيقات و بررسيها حدود 80% مردم ايل نمي دانند وقتي به شهر رفتند از نظر مادي و امرار معاش ، چه كاري بايد انجام دهند ، زيرا خود مي دانند در حرفه ها و مشاغل شهري و تكنيك و فنون جديد مهارت ندارند و 20 % بقيه آنقدر دچار فقر فرهنگي هستند كه فكر مي كنند هدف خلقت آنان فقط حركت و كوچ و رنج و زحمت و اين نوع زندگي بوده است .

ظاهراً مردم شهر نشين فكر مي كنند عشاير سيار در يك محيط طبيعي باز و آزاد و پر از نعمات زندگي مي نمايند ، اما واقعيت چيز ديگري است . فقط عده قليلي از نظر غذا و بهداشت ممكن است مشكلي نداشته باشند ، بقيه بر طبق اصل جبر طبيعت و سرنوشت تاريخي آن كوچ دائم را با تمام مشكلات و كمبودهاي آن برگزيده اند.

كوهپايه هاي جنوبي زاگرس و جلگه هاي همجوار آن تا دشت هاي شمالي فارس و دامنه هاي زرد كوه در مسيري كه حدود 600 كيلومتر مسافت دارد ، ساليانه دوبار توسط اين كاروان بزرگ يعني چادرنشينان قشقائي پيموده مي شود و گاه بنابر موقعيت جوي اين فاصله تا دوبرابر افزايش مي يابد . ذكر چگونگي كوچ و مناظر طبيعي اين مسافت طولاني ، جالب توجه است ، زيرا اين مناظر و چشم اندازهاي كوهستاني و دره هاي صعب العبور ، در طرز زندگي و اخلاق مردم و اوضاع اقتصادي ايل اثرات فراواني داشته و دارد .

ايل قشقائي كه قوم ابتدائي و عقب مانده اي است ، در سرزمين هاي خشك جنوب به اقتضاي فرهنگ ساده خود و مطابق با خصوصيات محيطي خويش زندگي مي كند ، طي صدها سال تغيير قابلي نكرده و هنوز هم براي تامين خوراك دام تمامي سال در كوچ است و از چهارپايان براي حمل و نقل استفاده مي كند ، چادرهاي ساده قديمي هنوز خانه و آشيانه
مردم ايل است و قوانين خاصي كه براي خود داشته اند هنوز جاري است .

وقتي تاريخ تكامل اجتماعي آنان را بررسي كنيم ، مي بينيم كه بايستي حداقل نوع دامداري سيار آنها تغيير كرده باشد ، زيرا آنان ، بخوبي قادر بودند زمين هاي مسير خود را در اختيار بگيرند و يا با قيمت مناسب خريداري نمايند . اما جز معدودي انگشت شمار ، بقيه حتي از مراتع طبيعي هم محرومند .

محروميت از فرهنگ اجتماعي و پيشرفت هاي اقتصادي موجب عقب ماندگي فكري و ذهني مي گردد ، چادر نشنينان قشقايي كه دچار ركود فكري هستند ، متجدد نيستند ولي بينش والا و روشنگري دارند ، كه تا حدي تحت تاثير احساسات است و انديشه احساسي بر تفكر عقلاني و منطقي ميچربد .

همانطوري كه انسان متمدن و متجدد تفاوت دارند ، هر جامعه دور از فرهنگ مادي را نمي توان بي تمدن خطاب كرد . هر جامعه متمدني ، ماشين ، برق ، اسلحه ، دارو ، دكتر و .... دارد ، ولي هر جامعه اي كه اينها را دارد متمدن نيست ، زيرا با تغيير وسايل زندگي و تجملات ، بينش ها عوض نمي شوند ، فقط ذوق انسان تغيير مي كند و به قول معلم شهيد دكتر علي شريعتي « متجدد بودن ، تغيير ظاهري وسايل زندگي است ، ولي متمدن بودن تغيير تفكر انسان است . »

قشقايي ها هيچگاه بدنبال تجدد نبوده اند ، زيرا اخلاق و روند زندگي آنها با اينگونه مسائل كاملاً مغايرت داشته است . »

قشقائيها از كجا به فارس آمده اند؟

« تاريخچه ايل قشقايي مبهم است و بدرستي معلوم نيست از چه زماني و از كجا و بر اثر چه عواملي به فارس كوچانده شده اند و نظريه هاي مختلفي در اين مورد وجود دارد.

ميرزا حسن فسائي در فارسنامه ناصري مي نويسد : « قشقائيها گروهي فراري و از گريختگان هستند كه واژه قاچ قايي ريشه كلمه قشقايي است . »

بارتولد محقق روسي قشقايي ها را صاحبان اسب يا گوسفند پيشاني سفيد (قشقا) مي داند .

برخي محققين هم كاشغر را مركز اوليه قشقاييها مي دانند و كاشغري يا قشقري به قشقايي تبديل شده .

گرهارد دوفر قشقاييها را همزمان با اتابكان سلغري مي داند .

ابرلينگ قشقاييها را يكي از طوايفي مي داند كه در پي هجوم غزنويان و سلجوقيان به خاورميانه آمده اند.

آنچه مسلم است مهاجرت قشقاييها از نواحي شمال يكباره انجام نشده و تيره هاي مختلف ترك زبان به تدريج و كم كم در فارس جايگزين شده اند .

قشقايي در حدود قرن دوازدهم ، تحت لواي جاني آقا قشقايي به صورت يك ايل واحد در بسياري نوشته ها و با اسناد معتبر ديده شده است . نظام ايلي در ميان قشقاييها در اواخر صفويه به وجود آمد . اولين گروه قشقايي در فارس ، فارسيدانها بوده اند كه ابوالقاسم بيگ بر عليه شاه عباس اول ، با يعقوب خان ذوالقدر همراه مي شوند اما اين قيام در هم شكسته و ابوالقاسم بيگ محكوم به مرگ مي شود .

قشقايي ها اصلاً ترك زبان هستند اما تعدادي از لرها و لك ها نيز با آنان آميخته شده اند كه از آن جمله است :

تيره هاي كروني ، بيگدلي ، گشتاسي در كشكولي بزرگ . تيره هاي فيلوند ، لر ، لك در كشكولي كوچك .

جامه بزرگي و فيلي در ايل عمله . تيره لك و وندا در ايل دره شوري .

ابيوردي «بلوردي » در طوايف كشكولي ، عمله و دره شوري . اينانلو در برخي طوايف . نفر در كشكولي كوچك و عمله . شاهي لو در طايفه عمله از افشار . قتلو از ايل افشار كرمان . عرب چرپانلو كه با شش بلوكي ادغام شده از اعراب . بيات از كردها . بولي و ددكه اي از آق قويونلوها. خلج كه از تركان غز هستند و در قرن چهاردهم پس از سلسله غزنويان پراكنده شده و قسمتي از آنها در خلجستان ساوه ماندگان شدند و گروهي در ايل قشقايي تحليل رفته قسمتي هم در منطقه قونقري و بوانات ماندند.

قشقائيها از لحاظ طبقات به :

× ايلخانان و بستگان آنها . كلانتران ، كدخدايان ، ريش سفيدان ، رؤساي بنكوها و تيره ها . – افراد عادي – رعاياي طوايف و تيره ها . – كارگران ، كولي ها ، غربت ها و چنگي ها تقسيم مي شوند .

قشقائي ها مردماني هنرمند و هنر شناس بوده و كارهاي هنري آنها سالهاست كه شهرت جهاني كسب كرده و به جرأت مي توان گفت قالي و گليم قشقايي رقيب و نظير ندارد.

لباس قشقائي نمونه اي از هنر ماندگار اين ايل است كه در نمايشگاه لباس كانادا مقام اول را به دست آورده است . محبوبيت اين لباس تا آنجاست كه پرچمداران سمينارها و اردوها به
جهت زيبايي و پوشش ، از اين لباس استفاده مي كنند .

دستبافتهاي قشقايي چندين بار در نمايشگاههاي جهاني رقباي خود را از ميدان خارج كرده است .

مسكن ساده ايلي كه مناسب زندگي كوچ نشيني است ، با دست تواناي زنان ايل ، با زيباترين و مقاوم ترين شكل از مواد اوليه دامي بافته مي شود .

هنر سواركاري و تيراندازي اين مردم سخت كوش در طول تاريخ زبانزد بوده است .

به طور كلي آثار زيبايي را مي توان به وسيله دو حس بينايي و شنوايي درك كرد كه اين آثار ( هنرها ) را به سه دسته تقسيم مي كنند :

1- هنرهاي تجسمي (بصري ) :

كه رنگها و شكلها را مي نمايد . مانند نقاشي ، خطاطي ، معماري كه قشقائيها به علت داشتن مساكن سيار نيازي به معماري و يا آشنايي با آن نداشته اند اما در هنر خطاطي و نقاشي گروهي كه موقعيت آنها از نظر اقتصادي و اجتماعي ايجاب مي كرد مهارت پيدا كردند .

2- هنرهاي سمعي :

كه اين هنرها به وسيله الحان و كلمات جلوه گر مي شوند و جنبه هاي تخيلي و ارزنده اي دارند . مانند موسيقي و شعر و سخنوري . مردم ايل با موسيقي بزرگ شده اند و موسيقي اصيل زبان دوم آنهاست . محيط باز و آرام طبيعت و نواهاي روح پرواز صداي چهچه پرندگان خوش الحان گرفته تا ني لبك چوپانان خلق و خوي شان را اينچنين پرورش داده است .

3- هنرهاي سمعي و بصري :

در اين هنرها زيبايي از يك طرف بوسيله الحان و كلمات و از طرف ديگر با رنگها و شكلها واقعيتهاي طبيعي نشان داده مي شوند كه اين هنرها از دو نوع ديگر قويتر و ارجح تر است . مانند رقص ، موزيك ، تئاتر ، سينما. »

تزئينات و زيورآلات ايل قشقايي

«در جامع كوچك ايل برخي هنرها ، از گذشته دور راه تحول و تكامل خود را پيموده و امروز نامي آشنا بر زبانهاست . اما در مواردي هم ممكن است بعضي از كارهاي دستي كوچك تحولي نداشته و يا به علت ورود مردم به جامعه متمدن امروزي و زندگي شهرنشيني دچار ركود شده باشد . از آن جمله است هنرهاي تزئيني ايلات . زيرا اين ساخته ها در زندگي ماشيني كمتر مورد استفاده است و با پيدايش ماشين تزئينات دستي كاربرد كمتري دارند و اغلب به علت دشواري در ساختن و پرداختن و وقت گير بودن آنها گران تمام مي شوند و چون گران هستندطرفداران كمتري دارند. از آنجا كه ماشين ها هميشه صنايع انبوه توليد مي كنند،.

اين ساخته ها مقرون به صرفه نيستند و مشتري زياد نخواهند داشت . در دنياي ماشيني امروز بالا رفتن تورم موجب شده كه به تزئينات سنتي كمتر توجه شود مگر در موارد استثنائي . هنرهاي تزئيني مردم ايل در حال حاضر به سبب گرفتاريهاي زندگي و مشكلات اقتصادي تقريباً به حالت ركود باقيمانده است .

دستكارهاي تزئيني مردم ايل قشقايي را مي توان چنين خلاصه كرد:

تزئينات مخصوص زنان

كه شامل : گردنبند مهلو ، گردنبند ميخك ، گردنبند مهره اي ، عنبردان ، قاب قرآن ، النگو و دستبند مهره اي ، گيسوبند ، بازوبند و آفتاب گردان .

تزئينات خردسالان

كه شامل : دعابند ، گل نمك ، مهره مار ، ناخن پلنگ ، صدف و طلسم .

تزئينات لباس زنان

كه شامل : لباس مخصوص بي بي ها ( دن) ، پولك دوزي ، منجوق دوزي ، حاشيه دوزي ، شرابه دوزي ، پليسه دوزي .

تزئينات مخصوص زنان

اين تزئينات شامل انواع گردنبندها ، دستبندها و ديگر لوازمي است كه براي زيبايي به كار مي برند :

گردنبند مهلو

مَهلو دانه بسيار معطر درختچه اي است در نواحي معتدل و سردسيري با رنگ سفيد يا شيري و كوچتر از دانه لوبيا كه حتي مرور زمان از بوي خوش آن نمي كاهد . زنان ايلات اين دانه ها را جمع آوري يا خريداري مي كنند و سپس آنها را سوراخ كرده، پس از خشك شدن گردنبند هاي جالب و زيبا درست مي كنند . جنبه هنري آن بيشتر به خاطر نوع رنگ آميزي آنها و رديف كردن دانه ها و تداخل رنگهاي آنهاست . براي ساخت گردنبند مهلو دانه ها را با دستجات بيست تايي از هر رنگ در 5 رشته ناهمگون كنار هم مي چينند و سپس همه نخها را از يك مهره عبور مي دهند. در سري بيست تايي بعدي جاي رنگها عوض مي شوند و معمولا نوع مهره ها را هم تغيير مي دهند . در وسط گردنبند هم پلاك يا سكه اي مي آويزند.

گردنبند ميخك

ميخك ، دانه خوشبوي درختچه اي است كه مانند مهلو بوي جذاب و جاوداني دارند . زنان هنرمند ايل اين دانه ها را به مدت چند ساعت در حنا مي خيسانند تا رنگ حنايي جالبي به خود بگيرد و بلافاصله آنها را سوراخ كرده نخهاي باريك و محكمي از آنها عبور داده ، مدتي
آويزان مي كنند تا خشك شود . سپس اين رشته ها را با شكل و طرح دلخواه به دستجات مساوي تقسيم و فواصل آن را با مهره هاي عقيق و يا سكه هاي طلا يا نقره تزئين مي كنند . گردنبندهاي مهلو و ميخك جزء جهيزيه دختر خانمهاست . خاطرات شيرين دوران ازدواج همراه با عطر ميخك جاودانه و ماندگار است . اين گردنبند ها داراي بوي خوش بوده . رنگ وطرح جالب دارند ، تهيه آنها ارزان تمام مي شود و در دسترس عموم قرار دارد . استفاده كننده از آنها نياز به مواد معطره مثل عطر و ادكلن و اسپري ندارند .

عنبردان

همانطور كه از اسمش پيداست ، جعبه كوچك و ظريفي است ، براي نگهداري مواد معطره و اسانس هاي خوشبو . زنان ايلي به دليل كار و فعاليت مستمر و عدم دسترسي به حمام ، براي اينكه بوي ناخوشايند عرق بدن موجب نارضاتي نشود ، لازم است موادي خوشبو و معطر همراه داشته باشند و چون استفاده از عطر و اسپري در ايل مرسوم نيست ، ماده اي طبيعي را جايگزين عطريات مصنوعي مي كنند . براي اينكار مقدار « علفه » كه گياهي خوشبوست و از كشور هندوستان وارد مي شود ، از عطاريها خريداري كرده ، در عنبردان جاي مي دهند و آنرا به گردن مي آويزند .

عنبردان جعبه اي است به ابعاد 2 تا 3 سانتي متر كه از آلياژ هاي مختلف طلا ، نقره و برنز ساخته مي شود ، در يك طرف آن حلقه اي است كه نخ از آن عبور مي كند . اين جعبه كوچك و ظريف كه روي آن را به طرز جالبي قلم زني يا تزئين كرده اند ميان گردنبندها و همراه با مهره هاي عقيق و ياقوت به گردن مي آويزند . ثروتمندان ايل اغلب از عنبردان طلا يا طلاي جواهرنشان استفاده مي كنند.

قاب قرآن

كلام خدا در هر حال مشكل گشاي مردم مسلمان است و اين اعتقاد در ميان مردم ايل به نحو ريشه دارتري ديده مي شود . زنان قشقايي از مادرانشان آموخته اند چگونه از چشم زخمها، حسادتها ، نفرين ها و بيماريها در امان باشند و در مشكلات و سختيهاي زندگي به كجا پناه ببرند. آنها تكيه گاهي جز آيات آسماني ندارند و به همين منظور هميشه برگ كوچك يا آيه اي از كلام ا... را در قاب قرآن جاي داده و به همراه دارند .

قاب قرآن مانند عنبردان جعبه مستطيل شكلي است به ابعاد 2 الي 3 سانتيمتر از طلا يا نقره كه گاهي با ميناكاري يا قلمزني و گاه برجسته نويسي و كنده كاري جلوه و جلاي خاص به آن بخشيده اند. قاب قرآن را همراه با ديگر جواهرات ، همراه با گردنبند هاي مهره اي به گردن مي آويزند . تعدادي از سنگهاي قيمتي ، قاب قرآن ، عنبردان و سينه ريزهاي مهلو و ميخك ، مجموعه جواهرات يك خانم ايلي است كه به سليقه خود آنها را رديف كرده و به عنوان تزئينات به كار مي برد .

گردنبند هاي مهره اي

فعاليت و كار دائمي زنان عشاير ، اين اجازه را نمي دهد كه از زيورآلات ظريف و گران قيمت استفاده كنند . يك زن ايلي كه كار نان پختن ، تهيه لبنيات ، بار كردن لوازم زندگي و پياده كردن آنها ، بچه داري ، فرش بافي و گاهي هيزم شكني را به عهده دارند ، درگير و دار اين تحركهاي مداوم ، هر نوع زيورآلات كه به همراه داشته باشد يا گم مي شود و يا صدمه مي بيند . به همين جهت تزئينات گردن و دست آنها بايستي مقاوم و با دوام باشد . اگر چه زنان
خوانين و ثروتمندان ايل ، جواهرات گرانقيمت دارند اما كار و فعاليتـشــان كمتـــر است و
مي توانند در بعضي از مواقع آنها را به كار برند .

زنان قشقايي از انواع مهره هاي كريستالي ، پلاستيكي ، عقيق ، ياقوت ، دلربا ، چوبهاي خراطي شده ، مرجان ، كهربا و فيروزه ، گردنبند و دستبند تهيه مي كنند .

زنان براي تهيه يك گردنبند با ميل و سليقه خود ، رنگ ، درشت و ريزي مهره ها ، نوع جنس ، بلندي و كوتاهي رشته ها را در نظر گرفته با ترتيب خاص رديف مي كنند . در وسط آنها زيباترين يا بزرگترين مهره ها را جاي مي دهند يا اينكه پلاك ، مدال يا طلسم كه صفحه اي نقره اي با نوشته هاي قرآني است ، آويزان مي كنند . اگر تعداد گردنبندها بيش از يكي باشد ، بايستي يكي از آنها كوتاه تر از ديگري باشد كه هنگام كار و فعاليت با يكديگر برخورد نكنند .

النگو و دستبند

زنان كم درآمد و ضعيف ايل كه قادر به خريد زينت آلات گران قيمت نيستند ، با مهره هاي زيبا دستبندهايي تهيه كرده به عنوان زيور استفاده مي كنند . اين نوع دستبندها در اثر فعاليت زياد با وجوديكه صدمه مي بينند اما مقاومت مي كنند. مهره هايي كه براي اين كار در نظر مي گيرند ، عبارتند از :

- صمغ گياهان كه از زمانهاي گذشته تغيير حالت داده به صورت كهربا درآمده .

- نوعي ماده پلاستيكي خشك كه همان كهرباي بدل است و ايلياتي ها زرديان مي گويند.

- شيشه هاي كريستالي و تراش دار

- پلاستيكهاي شفاف و روشن و يا مات

- چوبهاي خراطي شده گرد يا بيضي شكل

- سنگهاي قيمتي عقيق و فيروزه و ياقوت

- سنگهاي رنگين و جلا دار

- دانه هاي زيباي گياهان .

اين مهره ها كه داراي اندازه هاي مختلف و رنگها و اشكال متفاوت هستند ، توسط زنان يا دختران جوان ، مرتب و منظم شده ، به صورت يكنواخت و يا يك در ميان و به دلخواه آنها را رديف كرده ، نخ محكمي از آنها عبور مي دهند و دو سر نخ را گره زده بعنوان دستبند استفاده مي كنند . النگوهاي نقره اي با پهناي 2 تا 3 سانتيمتر با نقشهاي برجسته نيز مرسوم است . نوعي النگوي فلزي نيز به دست مي كنند تا جن زده نشوند . زيرا معتقدند جن از افرادي كه آهن همراه دارند ، دوري مي كند.

گيسوبند

كوتاه كردن موي سر در ميان ايلام مرسوم نيست ، بنابراين مو از سنين كودكي تا آخر عمر به رشد خود ادامه مي دهد . زنان و دختران داراي گيسوان بلند هستند كه گاه تا ساق پا هم مي رسد.

موهاي به هم بافته شده كه به حدود 12 الي 14 گيسو مي رسد ، در زير چارقد پنهان است و چون براي شانه و مرتب كردن موها فرصت ندارند ، سعي مي كنند گيسوان باز نشوند . گيسوبند وسيله اي است تزئيني براي بستن گيسوان و حفاظت آنها كه توسط زنان تهيه مي شوند .

گيسوبند رشته هاي ظريف ابريشمي است كه به سبك جالبي بافته شده و رشته هايي از آن منشعب مي شود كه به هر رشته گمپله ظريفي با رنگهاي مختلف مربوط مي شود . گيسوها ، از ميان گيسوبند عبور كرده بر روي كمر آويزان مي شوند .

بازوبند

مردم ايل براي جلوگيري از چشم زخم و رفع بيماريها و دفع اجنه ، به دعا نويسان پناه برده و براي رفع مشكلات خود از آنها ياري مي طلبند . اين افراد هم با نوشتن دعا ، به قول خودشان بيماران را شفا داده ، فقيران را توانگر كرده ، عاشقان را به وصال معشوق رسانده و ديوانگان را بهبود مي بخشند. با وجوديكه بعضي از آنها حتي از نوشتن نام ائمه هم جائزند و درون كاغذ نقاشيهايي كرده در شمع مي جوشانند تا كسي از كلك آنها سر در نياورد ، مردم ساده ايل هم چون از جهان بيني اطلاع زيادي ندارند و در ميان اين نوشته ها نيروي سحرآميزي مي بينند ، با عشق و علاقه و دادن هدايا ، تعدادي از اين دعاها را مي گيرند و با احترام در جاي مخصوصي به نام بازوبند نگهميدارند .

بازوبند كيسه ايست چرمي يا بافتني يا از پارچه هاي زيبا كه بوسيله نخ هاي ابريشمي يا پشمي ظريف تعدادي گمپل به آن آويخته اند و با مهره هاي زيبايي تزئين كرده اند. بازوبند را به بازوي خود مي بندند و دعاهاي خود را در آن مي گذارند و گاه طلسمي نقره اي كه معتقدند آنها را از شر جن ، چشم شور و زبان بد مصون مي دارد ، به بازوبند اضافه مي كنند.

بازوبندهاي زنان اغلب از پارچه هاي زربفت ، ترمه و يا مخمل كه اطرافش را زري دوزي كرده اند ، مي باشد و بازوبندهاي مردان از چرم ظريف و نازك تهيه مي شود . »

به طور كلي زنان ايل قشقايي نه به خاطر عدم بضاعت مالي و يا ناآشنايي با تزئينات غيرطبيعي ، بلكه به دليل داشتن اخلاق بي آلايش و فطرت ساده و ذاتي خود از هر نوع تظاهر جلوگيري كرده و معمولاً خود را ساده و بي آلايش نشان مي دهند.

« اگر چه زن با زينت آلات و جواهرات رابطه نزديك دارد و شايد هم اين علاقه معلول علتي باشد كه عده اي به نام تظاهر ، تكبر ، خودبزرگ بيني ، زيبايي و ... مي نامند، اما هر چه باشد علاقه است و تا حدي مقبول .

استفاده از جواهرات بنابر زندگي ساده و بي پيرايه و همگام با اقتصاد شباني و به اقتضاي چالاكي ، در تحرك و كوچ نشيني ، در ايل كمتر مرسوم است .

زنان ايل كه دوشادوش مرد و برابر او حتي بيشتر از او در فعاليت هاي روزمره شركت داشته و در گرداندن چرخ اقتصاد ، مهمترين نقش را ايفا مي كنند ، نمي توانند آويزه هايي در گوش و گردن و دست داشته باشند ، زيرا جز مزاحمت چيز ديگري نيست .

آنها حتي موهاي خود را از وسط سر باز كرده و دسته دسته به هم بافته ، به صورت تعدادي گيسو در زير چارقد مخفي مي سازند تا دست و پا گير نباشد .

خريد جواهرات و سنگهاي قيمتي مثل ياقوت و الماس ، براي خانواده هاي كم درآمد مشكل و غيرممكن است ، اما زماني كه در اوايل زندگي زناشويي هستند ، بسته به سن و سال و موقعيت خانوادگي ، از النگوي نقره يا طلا يا گردنبند عقيق و كهربا ، به جاي الماس ، ممكن است استفاده نمايند. »

| نویسنده : امیر بهرام | گروه عمومی | لینک به نوشته

سرزمین فارس و ایل قشقایی

سرزمین فارس یکی از بخش‌هایی است که محل زندگی عشایر می‌باشد و بیش از دو سوم از سرزمین فارس محل زندگی عشایر و ایلات مختلفی است که در طول سالیان دراز در این منطقه گرد هم جمع شده‌اند. از ایلات مهم مسکون در فارس: ایلات قشقایی، خمسه، ممسنی و بختیاری می‌باشند که در نقاط کوهستانی پراکنده شده‌اند. ایل قشقایی از دست بافته‌های بسیار مشهوری برخوردار می‌باشد که مورد تحسین جهانی واقع شده‌است، قالیچه‌های ایل قشقایی ترکی بافت می‌باشند، نقش آنها تکرار اشکال شکسته و ساده هندسی می‌باشد. اکثر قالیچه‌های ایلات فارس از شفافیت رنگی خاصی برخوردار است، تار و پودهای (۳) گبه‌های قشقایی تماما از پشم می‌باشد و پشم‌های (۴) مورد استفاده گبه‌ها در فارس تهیه می‌شوند. پشم فارس یکی از مرغوب‌ترین پشم‌ها جهت بافت قالی و گبه می‌باشد.

گبه قشقایی: دست‌بافته‌های کوچ نشینان قشقایی باغ‌های بافته‌ای را می‌ماند که در نهایت ظرافت و دقت زبان باز می‌کنند و از طریق نمایش نقش‌ها تاریخ قومی و قدمت فرهنگی و قلمرو ذوق این کوچندگان را بازگو می‌نمایند. هر یک از بافته‌های عشایری دارای نشانه قومی و تاریخی است به همین دلیل بافته‌های بلوچ و ترکمن افشار و قشقایی به آسانی از هم ساخته می‌شوند. طرح‌های گل و گیاه و نقشمایه‌های حیوانی و نقش‌های ره هشت پر که نشانه و جانشین خورشید است، نقش مایه باستانی مرغ و درخت که به شیوه‌ای دلپذیر بافته شده‌است.) (۵) در گذشته بافت گبه عمدتاً به قصد مصرف خانواده و فرش کردن خیمه و خانه بوده‌است نه به عنوان ارمغان و فروختن به دیگران و به هیچ وجه جنبه تجاری و فروش نداشته به همین سمربوط به ستارگان در دست بافته‌های عشایری لر و بختیاری مکرر به چشم می‌خورد. (گبه قشقایی سه ویژگی بارز دارد، شیر رام شده (دست آموز) و قلاده بر گردن که اغلب به سگ شباهت دارد. ستابب خیلی کم بافته می‌شد و چون بافت به منظور استفاده شخصی بوده‌است پس از محدودیتی برخوردار نبود و بافندگان در بافتن نقش‌های مختلف دستشان باز بوده‌است. گبه‌های درشت بافت بر روی قالیچه در وسط چادر برای زیر پا انداختن استفاده می‌شده گاهی به دلیل پود فراوان در نتیجه نرمی گبه و خواب بلند پشم‌ها و پودهای اضافه سبب می‌شد که از گبه به عنوان پتو و روانداز هم استفاده شود این کار البته در خارج از چادر و در مواقع خاصی نظیر سفر انجام می‌گرفت. (... و در روزگار قدیم مورد مصرف بیشتری داشته و حتی جزو اثاث سلطنتی می‌آمده‌است. در فرمانی که شاه طهماسب صفوی راجع به ترتیب پذیرایی از همان پادشاه گورکانی صادر کرده تاکید شده قالی‌های ابریشمی کار خراسان و گبه و نمدهای جامی و سوزنی‌ها بیندازید.)

| نویسنده : امیر بهرام | گروه عمومی | لینک به نوشته

گبه

گبه

 

 

گَبّه یا قالیچه‌خِرسک گونه‌ای فرش از جنس قالی است که معمولاً در قطع قالیچه توسط عشایر و ایلات لر و قشقایی بافته می‌شود و دارای پرزهای (۱) بلند است. در بافت گبه از تعداد پود بیشتری استفاده می‌شود که این کار در نرمی گبه تأثیر فراوان دارد. تعداد پود برخی از گبه‌ها گاهی از سه تا هشت پود در هر رج و بلندی پرزها گاهی تا یک سانتی متر هم می‌رسد.


گبه در اندازه‌های مختلفی بافته می‌شود که عبارت‌اند از: ۱_ گبه در اندازه قالیچه ۲_ گبه در اندازه قالی ۳_ گبه پتویی ۱_ گبه در اندازه قالیچه: با پرز و خواب بلند و تعداد پود در هر رج به هشت هم می‌رسد. ۲_ گبه در اندازه قالی: هر گاه شمار رشته‌های پود در هر رج از سه تجاوز نکند این دستباف را قالی گبه گویند. ۳_ گبه پتویی: این نوع گبه به دلیل پود فراوان نرمتر و خواب بلند پرز و پودهای اضافه از ظرفیت بیشتری برخوردار است.

وسایل و ابزار مورد نیاز گبه عبارت است از: مهم‌ترین و اصلی‌ترین وسیله که دار می‌باشد. دار گبه در اندازه‌های مختلف که به صورت افقی و در سطح زمین قرار می‌گیرد. اغلب از جنس چوب یا فلز می‌باشد و شامل شانه، چاقو و قیچی می‌باشد. بیشتر بافندگان عشایری بر روی زمین و بر روی دارهای افقی عمل بافتن را بدون نقشه انجام می‌دهند و برای شروع کار معمولاً قالیچه دیگری را که به آن (دستور) می‌گویند به کار می‌برند و در حین بافت انتخاب رنگ‌ها و ترکیب بندی رنگ‌ها را انجام می‌دهند و همین امر سبب می‌شود گبه‌ای متفاوت با نمونه قبلی به وجود آید.

برای تار گبه از نخ پنبه‌ای یا نخ پنبه‌ای مخلوط با موی بز استفاده می‌شود و برای پود آن از پشم گوسفند استفاده می‌شود مرغوب‌ترین پشم جهت بافت انواع قالی و گبه، پشم فارس می‌باشد. تعداد نخ‌های پود به کار رفته در هر رج از گبه که دارای ساختاری درشت است از سه تا هشت و در انواع ریزتر آن تا چهارده پود در تغییر است. گبه در اندازه‌های مختلف بافته می‌شود معمولاً در اندازه‌های ۱۲۰ تا ۱۰۰ عرض و طول ۲۵۰ تا ۲۰۰ سانتی متر بافته می‌شود برای بافت یک گبه در اندازه ۲۰/۲×۵/۱ حدود هشت کیلوگرم پشم و تقریباً سه کیلوگرم موی بز استفاده می‌شود گبه معمولاً درشت بافت است و بلندی پود گبه دست کم یک سانتی متر می‌باشد. البته در انواع سفارشی ممکن است این اندازه تغییر کند.

فهرست مندرجات

| نویسنده : امیر بهرام | گروه عمومی | لینک به نوشته



به یاد خاطرات ایل قشقایی

من امیر مهندس عرشه(کشتیرانی) هستم که با کمک برادرم بهرام که دانشجوی معماری است این وبلاگ را در جهت زنده نگه داشتن ایل قشقایی برای دوستداران ایل قشقایی به وجود آوردایم
. منتظر انتقاد و پیشنهاد شما هستیم.


آرشیو مطالب 88/08/01 - 88/08/07
88/03/05 - 88/03/21
88/03/08 - 88/03/14
87/12/05 - 87/12/21
87/07/05 - 87/07/21
86/09/22 - 86/09/30
86/09/05 - 86/09/21
86/08/01 - 86/08/07
86/06/01 - 86/06/07
86/02/22 - 86/02/31
آرشیو موضوعی لینک دوستان ايل قشقايي
غريبه توي غربت
طراح
گلچيني از باغ شعر
یکی در هزاران هزار
قشقایی
عشق ...محبت
خاطرات دوستان که دلم واسه همشون تنگ شده
ایران سهراب
ابزار و کدهای رایگان وبلاگ
لینک روزانه نویسندگان وبلاگ خروجی وبلاگ feed