| دوشنبه هجدهم خرداد 1388 - [17:29] | ساق السون قشقایین اوشاقلار |


| شنبه نهم خرداد 1388 - [8:43] |
| شنبه نهم خرداد 1388 - [8:40] | آهنگ پاپ ترکی قشقایی |
شاید شنیدن خبر انتشار اولین آهنگ پاپ ترکی قشقایی برای علاقمندان به موسیقی سنتی و اصیل قشقایی (که بخش انکار ناپذیری از هویت قومی قشقایی هارا تشکیل میدهد و طرفداران بسیاری دارد) چندان جذاب و خوشحال کننده نباشد. موسیقی ای که قشقایی ها را با آن میشناسند. موسیقی ای که آهنگهای کهن و دلنشینی همانند کؤچ ایوز، باش گرایلی، غریب و صنم و نگار و محمود دارد. آهنگهایی که تنها موسیقی نیستند بلکه هویت قومی و تاریخ ایل را در خود نهفته دارند. اما نکته اینجاست شاید بتوان با آثار مدرن و امروزی همانند این اثر جوانان ونوجوانان قشقایی را نسبت زبان مادری و ادبیات خود علاقمندتر نمود. زبانی که اگر روزی از بین برود نه آن آهنگ های ارزشمند کؤچ ایوز و غریب و صنم و غیره باقی خواهند ماند، نه این تک آهنگ پاپ و نه هویتی برای متکلمانش.
در سالهای اخیر که موسیقی اصیل قشقایی چندان فعال نبوده آثار زیادی از سوی بعضی از افراد منتشر در شده است که عمدتا آثاری سطحی و مبتدیانه، عامیانه و با اشعاری ضعیف، بی معنی و بی ربط و پر اشتباه و بعضا مبتذل بوده اند. این آثار که اکثرا با ارگ نواخته میشدند و بیشتر برای مجالس عروسی مناسب بودند، کیفیت موسیقی قشقایی را به شدت پایین آورده اند به طوری که شرم آور بود آنها را موسیقی قشقایی نامید، هر چند که به هر حال باز هم این آثار دیده و شنیده میشدند(به علت فقدان موسیقی پر محتوا). در این آثار اشعار بی ربط و بی معنی و به شدت با فارسی آمیخته بودند(به علت کم سوادی خواننده و عدم آشنایی لازم با ادبیات ترکی). صدای خواننده معمولا بی دلیل بیش از حد بلند بود و کلمات به طور افراطی کشییده میشدند.
اما آهنگ این پاپ از نظر کلاس کار و نظم هماهنگی به مراتب بالاتر است به طوری که به هیچ وجه نمیتوان این اثر را با آن آثار مبتدیانه مقایسه کرد. اشعار زیبا با معنی و بدون غلط هستند، کلمات بیش از حد کشیده نمیشوند و صدای خواننده بیش از حد بلند نمیشود. کیفیت ضبط صدا نیز بسیار بالاست و کاملا مشخص است که کار بر اساس قائده و هارمونی و اصول هنری تهیه شده است و اثری کاملا شیک و آبرومندانه ای بنظر میرسد. یقینا آهنگ گلین به عنوان اولین آهنگ پاپ قشقایی به آهنگی ماندگار در موسیقی قشقایی تبدیل خواهد شد.

آهنگ گلین که با صدای آقای محمد خیراتی و شهرام اسدی و باهمکاری و صدای گرم آقای محمود اسکندری تهیه شده است در واقع یک آهنگ از آلبوم فارسی یادم رفت محسوب میشود. به نظر میرسد اگر قرار باشد علاوه بر موسیقی اصیل قشقایی در حوزه های دیگری نیز فعالیت شود آثاری اینچنینی بر آن آثار ضعیف به مراتب ارزش و ارجحیت دارند. مسلما این نوع آهنگ ها ی مدرن و شیک با استقبال زیادی به خصوص از طرف جوانان مواجهه خواهند شد. اما قبل از آن تولید کنندگان این آثار مسلما نیاز به تشویق، ترغیب و راهنمایی از سوی فعالان و علاقمندان موسیقی و ادبیات قشقایی خواهند داشت. مانع بزرگی که در مقابل تولید آثار پاپ وجود خواهد داشت عدم وجود اشعارجدید و مناسب است به طوری که در همین آهنگ نیز اکثرا از اشعار قدیمی و فولکلور استفاده شده است. نکته ی دیگری که واقعا جای تاسف دارد این است که این آهنگ حدود شش ماه پیش تولید شده اما تاکنون تعداد انگشت شماری از قشقایی ها آنرا شنیده اند.
| شنبه نهم خرداد 1388 - [8:32] | میرزا مأذون،شاعر قشقایی به روایت اشعار و اقوام وی |
اگر بخواهیم در میان شعرای قشقایی یکی از بزرگترین و خیال پردازترین و در عین حال صمیمی ترین آنها را برگزینیم، او کسی جز سید محمد ابراهیم فرزند سید علیرضا متخلص به مأذون متولد 1246 ه.ق نیست. آباء و اجداد این شاعر بزرگوار که وابسته به سادات موسوی و از اولاد امام زاده یحیی و از نوادگان امام موسی کاظم بودند که روستای شیخ هابیل از نواحی بهبهان به سال 1163 ه.ق مهاجرت کرده و در میان ایلات و بلوکات فارس و چهار محال مسکن می گزینند. مأذون در این باره می گوید :
مأذون قشقایی تفصیلی چو خدور آتاسی سادات کهگیلولی دیر
آناسی قشقایی قادرلی مشهور منزلی شیراز دور، اصلی شیخ هابیل
ترجمه :«تفصیل مأذون در (میان ) قشقایی زیاد و پدرش از سادات کهکیلویه است. مادرش از طایفه مشهور قادر لوی ایل قشقایی است؛ منزلش در شیراز و اصل وی شیخ هابیلی است.»
اوج شاعری مأذون در عصر ناصرالدین شاه و حتی مرگ شاعر با حادثه قتل ناصرالدین شاه (1313 ه.ق )مقارن است. این شاعر در بین شاعران قشقایی یگانه فردی است که در شعر و شاعری درخشیده و درحقیقت واسطه العقد شعرای ترک زبان قشقایی است. و مسلم است ظهور چنین شاعری در جامعه بسته ایلی که حتی تلقی آنها از وطن به مسیر کوچ محدود می شده مایه شگفتی است و اندکی بعد از مأذون این ارتباط فرهنگی و شعر و شاعری در ایل تا عصر معاصر قطع می شود .
ظهور شعرای قشقایی عمدتا در دوره بازگشت ادبی ایران صورت گرفته و مسلم است که ارتباط قشقائیان ، قبل از مأذون با برخی از خاندانهای ادب پرور خطه فارس چون خاندان وصال و قاآنی شیرازی در ترقی شعر و ادبیات و فرهنگ ایلی مؤثر بوده است؛ این شاعر بنا به مقتضای زمان همانند دیگر شاعران دوره بازگشت از شعرای طراز اول و فرهیخته قبل از خود اثر پذیرفته است و به گونهای که با مطالعه دیوان وی گاه ترنم موزون فردوسی و نظامی تداعی می گردد و زمانی نیز طنین دلنشین سعدی و حافظ و قاآنی شیرازی .
این شاعر از محضر فضلا و دانشمندان قبیله خود بالاخص پدرش، کسب علم و دانش می نموده و در صرف و نحو عربی و فنون شعر و شاعری به مقام استادی نائل می گردد که آرایه ها و شیوه زبان شعر وی مؤید این مطلب است .زبان وی ترکی قشقایی است و این زبان ازخانواده ترکی آذربایجانی که باید آن را زبان مادری ایل قشقایی نامید. دین و مذهب او همانند طوایف شش گانه قشقایی شیعه اثنی عشری است .
علی رغم اشاره صریح مأذون بر تعدد زوجات در دیوان تنها یک بار ازدواج کرده . از این همسر دارای دو فرزند ، یک پسر و یک دختر ، که پسر وی (احمد) گویا در جوانی کشته می شود و نام دختر وی جواهر سلطان که با سواد بوده وخطی خوش داشته است و با یکی از بزرگان شیخ هابیلی به نام میرزا عبدالله ازدواج می کند که نوادگان وی هم اکنون در استان فارس و اصفهان سکونت دارند .
مأذون همانند آبا و اجداد خود در دستگاه سران قشقایی به عنوان مکتبدار و شاهنامه خوان انجام وظیفه می کرده است وی شاعری آزاده است ، زمانی که دستگاه بزرگان را موافق طبع خود نمی بیند بی درنگ آنان را ترک می کند و بدون تملق و چابلوسی به دستگاه سران دیگر –که شاید اهمیتشان نیز کمتر است –می پیوندد؛ از سوی دیگر ایلخان و بزرگان ایل که بیشتر سرگرم رتق و فتق امور ایل بودند و فرصتی و شاید امکانات لازم و در خوری برای تشویق و بزرگداشت شاعر فراهم نکرد و به همی خاطر روح نا آرام مأذون مکدر می شود و با یرودن هجویه ای علیه ایلخانان جبهه می گیرد و درصدد مبارزه با آنان بر می آید. مطلع ابیات زیر نمونه ای از هجویه های مأذون است که پیرامون محمد قلی خان ایلخانی سروده است :
ظلمو نان دستگاهی قوران بی خبر یقلر بو دستگاه نا تمام بیرگؤن
عاقبت وئرر تخم مکافات ثمر چکلر ظالمنان انتقام بیر گؤن
ترجمه :«(ایلخانی !)دستگاه خود را بی خبر و با ظلم بنا نهادی ولی روزی این دستگاه ، تمام برچیده خواهد شد عاقبت تخم کافات ثمر خواهد داد و روزی از ظالمان انتقام خواهد شد .»
ناگفته نماند که مأذون به حضور ظل سلطان،حاکم اصفهان، میرسد و با بدیهه سرایی پیرامون اسبان وی به دریافت جایزه و تخلص مأذون نائل می گردد. ممدوحین مأذون، سلطان محمد خان، داراب خان، سهراب خان، اللهیار خان و بهادر خان بوده است و افرا سست عنصری نظیر محمد قلی خان ایلخانی، علی قلی خان، نصرالله خان ، قباد خان، قلی خان و برخی از کلانتران مانند همت علی کیخا دره شوری و فضل علی بک قراچه ای مورد هجوم مأذون قرار گرفته اند و اگر زندگی این هجو شدگان را بررسی کنیم ، می بینیم که ضعفی در مسئولیت امور ایلی داشته اند و این گونه بهانه به دست مأذون داده که شجاعانه به آنها بتازد؛
این شاعر گاهی چون خاقانی از قدر ناشناسی مردم گله می کند :
قدرینگی بیل قدرینگ بیلن یوخولسا بیزیم ائلده قدربیلن آز اولور
ترجمه :«اگر کسی قدر تو را نمی داند، تو قدر خود را بدان زیرا در ایل قدرشناس کم است.»
و گاهی خیام وار به چگونگی آینده شک می کند :
گؤرنگ هارا چکه بیزیم سرانجام اؤزو مست، گؤزو مست یادوما دوشدی
ترجمه :«نمی دانم سرانجام کجا خواهد رسید آن مست چشم (خمار چشم ) به خاطرم رسید .»
و زمانی همچون سعدی بر عمر تلف کرده خود تأسف می خورد .
عمر و می صرف ائددیم ضایع اوتوردوم یالان وعده دیلدن دیله دوشوبدور
ترجمه :«عمر خود را صرف کردم و ضایع نشستم زیرا وعده دروغین از زبانی به زبان دیگر خواهد رسید.»
این شاعر بارها در دیوان خود را عاشق عارف می نامد:
« عاشق عارفم رند و تند مزاج»
گاهی از عرفان می گوید و زمانی نیز از عشق زمینی سخن به میان می آورد. گاه با زبان ترکی هنر نمایی میکند و گاه حرفش را با تیغ برنده و طبع گهرزای فارسی بیان می کند:
ز ترکی باراستی مجلسی بکش تیغ برنده فارسی
اشعار وی با موضوعات مختلف و رنگارنگ همراه است این شاعر از صدای بلبل و از گلهای رنگارنگ سخن می گوید و چون هنر مندی خلاق هر لحظه ما را با دنیای دیگر و زیبای دیگر ی آشنا می کند و مقتضای حال و مقام همه را به تفکر وا میدارد و زمانی از گذشت روزگار می گوید و به ما پند و عبرت می آموزد و گاهی از مرگ افراد و شهامتشان می گوید. و ما را به شجاعت وا می خواند و حتما فقر نیز به عنوان یک عنصر قوی همیشه و همه جا در شعر او حضور دارد.
هئچ میرزا گورمه دیگ پولی اولمایا آت و قطر، کنیز _ قولی اولمایا
ترجمه :«میرزای بدون پول و اسب و قاطر و کنیز و غلام ندیده بودیم.»
آرامگاه ماذون در شیراز بقعه ی شاهزاده منصور است که بعد از چندین سال مخفی بودن در دل خاک پیدا شده و هم اکنون مشغول مرمت آن هستند.
منبع: اندیشه و ادب
متن بالا از وبلاگ ادب و اندیشه(گروه زبان و ادبیات فارسی متوسطه ی سمیرم) انتخاب شده و چکیده ای از پایانامه آقای ابولفضل جعفری میباشد.. البته مطلب اصلی دارای غلط های املایی زیادی بود که در اینجا تصحیح شده اند. در مجمع مطلب مستند و جالبی بود و من شخصا تاکنون چنین مطلبی با این سطح در مور ماذون ندیده بودم البته امیدوارم اطلاعاتی که ارائه کرده اند هم درست باشد. ای کاش همه ی این پایانامه در اینترنت قرار میگرفت. موضوعی که من هنوز هم متوجه نشده ام اینست که اشعار ترکی ماذون چه ربطی به رشته ی ادبیات و زبان فارسی دارد( زیرا هرچند ماذون به سه زبان ترکی، فارسی و عربی شعر سروده اما شهرت وی به خاطر اشعار ترکی است.)
| شنبه نهم خرداد 1388 - [8:24] | شعر ترکی |
وفاسيز دنيا!
بو دنيادا هئش بير وفا گورمديخ غمنن آرتيخ*
هاميليخجا عشق اوتوندا كول اولوپ چوخلي يانديخ
عشق باشلانيشي هامييا چوخ ساده دي*
عاشيق انسان گوزون آچيپ گورر عاقيبت آواردي
عاشيق انسان اورگ اتونون سوندورمسينده قالار*
بو اوت هلوولانيپ تارو پودون يانديرار
عزيز دوستوم بو دنيادا عاشيقين ديلين بيليمز*
اما عشق اثري عمور بويه اورگلردن سيليمز

سن بنیم حیاتم سن
سن بنیم,عمرم,هر شیئم سن
سن سیز اصلا
سندن باشکا سمیوردم
سندن باشکا ایسترمدم
سنی ازلدم,,,چوک ازلدم عاشکم سنی ازلدم.....

آرشیو مطالب
88/03/05 - 88/03/21
آرشیو موضوعی
لینک دوستان
ايل قشقايي
لینک روزانه
نویسندگان وبلاگ
خروجی وبلاگ